بازگشت به اتاق فکر
تجربه‌های اولم در ساخت ویدیو که مثل چراغی راهم را روشن کرد

تجربه‌های اولم در ساخت ویدیو که مثل چراغی راهم را روشن کرد

1405/02/27 زمان مطالعه: 1.8 دقیقه

اولین ویدیویی که نفروخت… و درسی که مسیر کارم را عوض کرد

چند سال پیش، یکی از اولین پروژه‌های جدی تولید ویدیو را گرفتم: یک برند روغن آرگان که می‌خواست ویدیوی جذابی برای اینستاگرام داشته باشد تا فروشش بیشتر شود.

آن زمان، مثل خیلی از تازه‌کارهای این حوزه، فکر می‌کردم اگر تصویر زیبا، نور خوب و تدوین حرفه‌ای باشد، کار خودش را می‌کند.

برای آن ویدیو حسابی وقت گذاشتم:

  • نورپردازی تمیز
  • نماهای نزدیک از بطری روغن آرگان
  • شات‌های اسلوموشن از ریختن روغن
  • موسیقی ملایم و تدوین شیک

وقتی خروجی نهایی را دیدم، حس می‌کردم کار خیلی خوبی ساخته‌ام. از آن ویدیوهایی که آدم با خیال راحت تحویل می‌دهد.

شب انتشار و صبحی که سکوت کرد

ویدیو شب در پیج منتشر شد. فردای آن روز صبح با هیجان به کارفرما زنگ زدم:

من: «ویدیو دیشب منتشر شد، بازخوردها چطور بود؟»
کارفرما: (چند ثانیه سکوت) «ویدیو خیلی قشنگ شده… ولی راستش فروش خاصی نداشت.»

همان لحظه حس عجیبی داشتم. از نظر من همه‌چیز درست بود. پس چرا نتیجه‌ای که انتظار داشتیم اتفاق نیفتاد؟

آنجا بود که یک سؤال جدی در ذهنم شکل گرفت:

آیا یک ویدیوی زیبا، لزوماً یک ویدیوی مؤثر هم هست؟

نقطه عطف: از زیبایی به سمت اثربخشی

آن تجربه باعث شد به ویدیوهای تبلیغاتی بیشتر دقت کنم. هم در اینستاگرام، هم در تبلیغات تلویزیونی، هم در کمپین‌های برندهای مختلف.

کم‌کم یک نکته جالب برایم روشن شد:

  • بعضی ویدیوها خیلی زیبا هستند، اما فقط دیده می‌شوند.
  • بعضی دیگر شاید ساده‌تر ساخته شده باشند، اما یک کار مهم انجام می‌دهند: مخاطب را به اقدام نزدیک می‌کنند.

مشکل آن ویدیوی روغن آرگان این نبود که بد ساخته شده بود.

مشکل این بود که اصلاً برای فروش طراحی نشده بود.

ما فقط یک ویدیو ساخته بودیم. اما برای فروش، فقط ویدیو کافی نیست.

قبل از روشن کردن دوربین، به این سؤال‌ها جواب بده

بعد از آن پروژه، نگاه من به تولید محتوا کم‌کم تغییر کرد. فهمیدم قبل از اینکه دوربین روشن شود، باید به چند سؤال مهم جواب داد:

  • این ویدیو دقیقاً قرار است چه کاری انجام دهد؟
  • (اعتماد بسازد؟ محصول را معرفی کند؟ مخاطب را به خرید نزدیک کند؟)
  • مخاطب این ویدیو چه کسی است؟
  • (کسی که اولین بار اسم روغن آرگان را می‌شنود؟ یا دنبال یک برند مطمئن برای خرید است؟)
  • در چند ثانیه اول، چه چیزی باعث می‌شود مخاطب اسکرول کردن را متوقف کند؟

از آن به بعد، قبل از هر پروژه‌ای سعی کردم به این سؤال‌ها فکر کنم. حتی اگر جلسه رسمی و طولانی در کار نباشد.

امروز، ذهن من اول سراغ کجا می‌رود؟

امروز وقتی یک پروژه ویدیویی شروع می‌شود، ذهنم اول سراغ لنز و نور نمی‌رود.

اول سراغ مسیر می‌رود:

  • مسیر توجه
  • مسیر اعتماد
  • و در نهایت مسیر تصمیم

ویدیو هنوز هم باید زیبا، حرفه‌ای و خوب ساخته شود. اما حالا می‌دانم که این‌ها فقط بخشی از ماجرا هستند.

اگر ویدیو در خدمت یک هدف مشخص نباشد، ممکن است دیده شود، حتی تحسین شود، اما لزوماً نتیجه‌ای برای کسب‌وکار ایجاد نمی‌کند.

جمع‌بندی: درس بزرگ از یک پروژه کوچک

آن پروژه روغن آرگان شاید در ظاهر فقط یک کار معمولی بود. اما برای من تبدیل شد به یکی از مهم‌ترین درس‌های مسیر کاری‌ام.

چون همان تجربه باعث شد بفهمم:

کار من فقط ساختن ویدیو نیست. کار من طراحی ویدیویی است که قرار است برای یک کسب‌وکار نتیجه ایجاد کند.

و این دو، با هم فرق زیادی دارند.

همه مقالات
انتشار: 1405/02/27 ساعت 15:16